جهان پس از ظهور – پایان دنیا

جهان پس از ظهور – پایان دنیا

این نوشته در دو صفحه ی مختلف ارائه شده است. این دو صفحه از طریق دو سربرگ زیر ∨ در دسترس هستند.

صفحه ی اولصفحه دوم

 

بسم الله الرحمن الرحیم

عصــــــر ظهور، پایان دنیا !

تامل و پژوهشی در ماهیت زندگی عصر ظهور، از منظر قرآن کریم

اشاره

1. چند سال پیش، در جمعی از اهل علم، بر محور مهدویت سخن می گفتیم که به مناسبتی، در مورد جهان پس از ظهور هم اشاراتی کرده و متذکر شدیم که: زندگی در جهان پس از ظهور، فراتر از قالب ها وقوانین جهان ناسوتی (مادی) خواهد بود؛ و به همین جهت، می توان گفت که” عصر ظهور، آغاز زیست فراناسوتی انسان می باشد”….این مدعا بر بسیاری از حاضران گران آمد، و مطالبه ی استدلال ها ومستندات متقن بر این مدعا داشتند. اکنون آنچه در این نوشتار می خوانید، در واقع، تقریر بخش هایی از مباحث آن جلسه است که مورد قبول واقبال آن بزرگواران نیز قرار گرفت.

2. با تامل در این مستندات قرآنی دقیق، در می یابیم که حقیقتا جامعه ی مذهبی ما نسبت به امر ظهور، در فقر و استضعاف فکری شدیدی به سر می برد؛ و می توان گفت که: متاسفانه هیچگونه درک  درست ومناسبی از جهان پس از ظهور، حتی در میان جامعه ی علوم دینی ما هم حاکم نیست. علت اصلی این همه کم التفاتی نسبت به موضوع مهدویت را نیز در همین فقر فکری مزبور جستجو باید کرد. به راستی اگر جامعه ی معتقدان به موعود علیه السلام، درک قرآنی واقعی از امر ظهور  وجهان شکوهمند عصر موعود پیدا کنند، جز این نیست که اولویت علمی ونظری، و کلان راهبرد عملی خود را به همین موضوع اختصاص خواهند داد؛ و بدین ترتیب، شاهد ظهور یک انقلاب معنوی واندیشـــگی بزرگ، و مطالبه ی اجتماعی عظیمی نسبت به تمدن مهدوی خواهیم شد.

3. در کتاب “مهدویت راهبردی وتمدن سازی اسلام”، که انشاالله منتشر خواهد شد؛ مقاله ی مهمی تحت عنوان ” تمدن برین” خواهیم داشت که در آن مقاله، از منظر کتب مقدس ادیان مختلف(مسیحیت، یهودیت، زردشتی، ادیان هندویی…)  به طور بنیادی تری، تمدن عصر ظهور را مورد تامل و پژوهش قرار داده ایم؛ اما در این جا،  تنها از منظر قران کریم و برخی روایات، شمایی کلی از  آن روزگارطلائیِِ تعالی و زیبایی را ملاحظه می کنید.

بدین ترتیب، می توان این نوشتار را،  پیش درآمدی بر مقاله ی تمدن برین، یا ” مستدرکات قرآنی” آن مقاله دانست. در این نوشتار، به دو اصل قرآنی مهم در خصوص تمدن عصر ظهور پرداخته ایم. این دو اصل عبارت است از:1.حدوث طبیعی تمدن موعود2.ماهیت جمع الجمعی آن تمدن.   که  البته ـ جهت رعایت اختصار ـ اصل اول آن را در این جا نیاورده ایم (لطفا به پاورقی ها نیز عنایت ویژه داشته باشید):

******

… اصل دوم: ماهیت جمع الجمعی تمدن موعود:

دومین اصلی که ازآیات بشارت دهنده به تمدن موعـــــود اسلام، تبادر وتولید می شود؛ واحادیث فراوانی هم برآن دلالت والتزام  تام  دارند؛ این است که: درمیان جمیع تمدن های تاریخ، تنها تمدنی که ماهیتی فراخورد شأن خلیفة الله(انسان) داشته، و به همین جهت نیز تمام اسباب وابعاد کیهان را تسخیر خواهد کرد؛ همین تمدن موعود الهی ست.  نزدیک سیصد آیه ی کریمه ی قرآن ، توسط عترت علیهم السلام، دروصف عصر ظهور و تمدن موعود اسلام، تفسیر وتاویل شده است[1] که بسیاری ازآن آیات، کاملا بر ابعاد فراناسوتی، و نیز بردامنه ی کیهان شمول عصرموعود، تصریح دارند؛ واکنون نمونه هایی از آن آیات شریف( به توضیحاتی که درپایان مقاله تقدیم می شود) بدین قرارند:                  

* وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً مِنْهُ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون (13جاثیه)

* وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَکَرْهًا وَإِلَیْهِ یُرْجَعُونَ (83 ال عمران)

* اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یُحْیِی الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا قَدْ بَیَّنَّا لَکُمُ الْآیَاتِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (17حدید)

* فقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِینَ (20 یونس)

* وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّهَا (69 مزر)

* سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ (53فصلت)

* یَا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطَارِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ فَانْفُذُوا لَا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطَانٍ (33 الرحمن)

* وَقَالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی صَدَقَنَا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنَا الْأَرْضَ نَتَبَوَّأُ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ نَشَاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ (74 زمر)

همچنین به نظر می رسد؛ یکی از کلیدی ترین آیات قرآن کریم در خصوص بُعد ماورائی وملکوتی عصر ظهور، این آیه ی کریمه است:  

*هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ یَوْمَ یَأْتی‏ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فی‏ إیمانِها خَیْراً قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ (انعام 158)

چنانکه دراین آیه ملاحظه می کنید؛ سخن از « ظهور برخی از آیات الهی » است؛ وچنانچه به تفاسیر معروف، یامنابع مهم روائی در مذاهب اسلامی مراجعه کنیم؛ می بینیم که همگی، این روز بزرگ (یوم یاتی بعض آیات ربک) را، یا به عصر ظهورامام مهدی علیه السلام ، و یا به خروج دجال ـ که خود درتقارن ظهور آن حضرت است ـ تفســیرکرده اند[2].(ن.گ:فصل سوم؛ خروج دجال)

همچنین، این که عصرظهور را “قیامت صغرا” نامیده اند نیز خود مبنی بر همین واقعیات قرآنی، ومبیّن این حقیقت است که: عصر ظهور، عصر ظهور برخی از آیات آشکار الهی خواهد بود.    اکنون مقصود از”ماهیت جمع الجمعی” یادشده را نیزدراینجا ودرذیل همین بشارات قرآنی، اینگونه به عبارت می آوریم که:                                                                                   

 براساس مبانی جهانشناختی وانسانشناختی اسلام، جهان خلقت، وازجمله خود انسان، دارای دو وجهه ی کلی: ناسوتی، وملکوتی ست؛ وهرآنچه تا کنون در وجهه ی ناسوتی مشاهده وتجربه کرده ایم؛ دامنه ها وسرچشمه های بسیار وسیع و کران ناپدیدی، در سطوح عالی ترِهستی داشته [3] ، و ” صورتی در زیر دارد آنچه دربالاستی “ .

هرچند درتمدن های باستانی هم  گرایش ها ونگرش های ماورائی و  فراناسوتی بسیاری به چشم می آید؛ اما وبه تحقیق، آنچه تاکنون توسط تمدن های بشری تجربه شده، عمدتا درحول وحوش همین نشأه ی ناسوت(دنیا ودخان) بوده است. همچنانکه حتی با فرض پاره ای ارتباط های ماورائی، درتمدن های گذشته وکنونی، (اما) بهره ی تمدنیِ موجود بشریت ازرمزها ورازها و سازوکارهای عوالم برتر، بسـیارناچیز می باشد؛ چنانکه  در زمینه ی تسخیر کیهان نیز محصول عمر چندهزارسال? تمدن بشری، فراتر از گزارش هایی مبنی بر فرود در کره ی مجاور(:قمرزمین)نیست.این البته درحالی ست که پیشوایان الهی، و رهروان پیشتاز آنان، زیست وتجربه ی فراناسوتی و متعالی خود را داشته، و مجــــــاری اتصال و ورود به سطوح عالی ترِ حیات وهستی را نیزفی الجمله، فراروی مومنان قرارداده اند؛ اما چنانکه گفته شد، تا اکنون بهره ی نسل بشری ازآن زیست ماورائی وتجارب فراناسوتی، بسیار ناچیز بوده، وتحقق جهانی وکامل آن نیز درگرو ورود در “ایام الله”[4]، و برپایی همان تمدن موعود انبیای الهی ست.                                                                                                            

اکنون پاسخ این پرسش که : ماهیت واقعی آن زیستِ متعالی چیست؟ اگرچه درعهده ی این قلم نمی باشد؛ لیکن با تحلیل و تدبر واستتباع  دراخبار واشاره های دینی، به نتایجی کلی رسیده ایم؛ که در مجال مناسب خود، از جمله در پاره ای از مباحث فصل سوم همین کتاب، عرضه خواهیم کرد؛ ودراینجا نیزبرخی ازکلیات آن بدین قراراست:

 

ویژگی های کلی عصرموعود

دربرابر هریک ازشمارگان ذیل، مستنداتی را نیز در پایان خواهیم داشت:

آن زیست متعالی وموعودِ عصرتمدن اسلام، سرآغاز طورِ تازه ای از زندگی انسانی ست که درآن :   

1. درک ودریافت های بسیار ژرف وچند جانبه ی انسان ها، نسبت به ابعاد مختلف جهان و حیات و زندگی، به کمال و هماهنگی می رسد؛ وآنچه که امروزه “شعورکیهانی” نامیده می شود نیز واقعیت وحاکمیت جهانی پیدا خواهد کرد.                                                                                                                                           

2.  قابلیت ها وذخیره های ناشناخته و بی پایان همین عالم مادی نیز اِثاره وآشکار می شود. 

3. متعاقب رخدادهای یادشده، سلطه ی واقعی وحکیمانه ی  انسان برطبقات وابعاد مختلف کیهان، به رهبری خلیفة الله اعظم، آغــــاز می گردد.

4. ضمن نفوذ و تسلط کامل انسان بر ابعاد واقطار مختلف عالم ، زیست و زیستگاه زمینی ما نیزدرفرایند توسعه وتعالی، و تطوّر وتبدّل قرارگرفته، ودر واقع، قوانین بنیادین زمین وآسمان ها، به اذن الهی، مسخّرآدمیان خواهدشد.

5. همراه با  ظهورهمین افق ها وامکانات بی پایان است که جمیع تمایلات باطنی وظاهری(فطری وغریزی)انسان نیزدر فراخنای همان زیست متعالی، هدایت و تربیت وتکامل یافته، وبه عادلانه ترین وجهِ خود پاسخ داده خواهدشد.  این همان قدر مشترک از غایت اجتماعی همه ی ادیان الهی ست که قرآن کریم، اینچنین بیان می فرماید: «لیقوم الناس بالقسط»: تا مردمان( خودشان) قائم به قسط گرد.

«لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ  وَأَنزَلنَا الحَدیدَ فیهِ بَأسٌ شَدیدٌ وَمَنافِعُ لِلنّاسِ وَلِیَعلَمَ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالغَیبِ إِنَّ اللَّهَ قویٌ عزیزً» (25حدید)

 همه ی این ویژگی ها، با تدبر درآیات وروایات اسلامی، به دست می آید؛ که دراینجا، و دربرابر هریک از ویژگی های یادشده، روایاتی را ازباب نمونه، یادآورمی شویم؛ اما پیش ازهرچیز، این حقیقت بزرگ را که موضوع اصلی بحث ما در مقاله ی تمدن برین خواهد بود؛ در اینجا نیز متذکر باید شد که:

براساس روایات اهلبیت علیهم السلام، عصر ظهور فراتر از حیات دنیوی موجود بوده، و خود، یکی از مراحل حیات برین، ومصداق “ساعت” درقرآن کریم است؛ همان ساعتی که به فرموده ی قرآن، حقیقت وماهیت آن، ونیز زمان فرارسیدنش بر آسمان ها وزمین سنگینی می کند؛ و اکنون ما انسان ها، تا پیش از فرارسیدن آن ایام، هیچ  درک ودانش کاملی نسبت به ماهیت واقعی آن نتوانیم داشت:                                                                                   

«و یسألونک عن الساعه قل انما علمها عند ربی لا یجلیها لوقتها الا هو ثقلت فی السموات و الارض»: ازتو در مورد ساعت می پرسند؛ بگو علم آن منحصرا در نزد پروردگار من است؛ آشکارش نخواهد کرد مگر در وقت خودش.[آن ساعت، چیزی ست که] بر آسمان ها وزمین سنگینی می کند…ادامه در صفحه بعدی: به (برای دسترسی به صفحه ی بعدی این نوشته به بالای همین صفحه مراجعه کنید و روی گزینه ی صفحه ی دوم کلیک کنید.)

یکی از روایاتی که بر این مساله تصریح کامل داشته و مفهوم “ساعت” را در این آیه، منطبق بر “ظهور موعود” می داند؛ روایتی ست که مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام نقل کرده است:

«لانه هو الساعة التی قال الله تعالی:یسألونک عن الساعة قل انما علمها عند ربی…» (مجمع البحرین طریحی، ص 385).  

حال، همان گونه که وعده دادیم؛ برخی مستندات روایی ویژگی های یادشده را  ـ به ترتیب شماره ها ـ تقدیم می کنیم: 

*درک ودریافت های بسیار ژرف وچند جانبه ی انسان ها، نسبت به ابعاد مختلف جهان و حیات و زندگی، به کمال و هماهنگی می رسد؛ وآنچه که  امروزه “شعورکیهانی” نامیده می شود نیز واقعیت وحاکمیت جهانی پیدا خواهد کرد:

وضع الله یده علی رؤوس العباد فجمع بها عقولهم وکملت بها احلامهم: خداوند دستش را بر سربندگان خدا می نهد، پس بدین وسیله، عقل ها مجموع شده، و افکار کامل خواهد شد. بحار الانوار، ج  52: ص212                                                                    

 العمُ سَبعَةٌ وَ عِشرُونَ حَرفاً فَجَمیعُ ما جائَت بِهِ الرُّسُلُ حَرفانِ فَلَم یعرِف النّاسُ حَتّی الیوم غَیرَ اَلحَرفَینِ فَاِذا قامَ قائِمُنا اَخَرَجَ الخَمسَةَ وَ العِشرینَ حَرفاً فَبَثّها فی النّاسِ وَ ضَمَّ اِلَیها الحَرفَین حَتّی یبُثَّها سَبعَةً وَ عِشرِینَ حَرفا: علم بیست و هفت حرف است. همه ی آنچه رسولان آورده اند، دوحرف است ومردم تا به امروز چیزی جز همان دوحرف را نمی شناسند؛ اما هنگامی که قائم ما قیام کند، آن بیست وپنج حرف دیگر را استخراج کرده ودر میان مردم پراکنده می سازد؛ و همان دو حرف را نیز ضمیمه ی  آن ها می کند تا(درنتیجه) تمام بیست وهفت حرف را گسترش داده باشد. الغیبة شیخ طوسی: ص475                                                   

تؤتون الحکمه فی زمانهدر زمان او به شما حکمت داده می شود. (بحار الانوار، ج 52، ص 352 از غیبه النعمانی)

* قابلیت ها وذخیره های ناشناخته و بی پایان همین عالم مادی نیز اِثاره وآشکار می شود: 

ویظهر الله عز وجل له کنوز الأرض ومعادنها: وخداوند عزوجل، گنج های زمین  و معادنش را براو آشکار می سازد. اعلام الورى : 412 – 413 ب 2 ف 3  . کشف الغمة ؛ ج 3:  ص 317                                                                                              

اَلا وَ فی غَدٍ ـ وَسَیاتِی غدٌ بِما لاتَعرِفُونَ- یأخُذُ الوالِیُ مِنْ غَیرِها عُمّالَها مَساوِیَ اَعمالَها، وَتُخرِجُ لَهُ الارضُ اَفالیِذَ کِبَدِها، وَتُلقی اِلیه سِلماً مَقالِیدَها، فَیُریکمُ کَیفَ عدلُ السِیّرةً، وَیُحیی میتَ الْکِتابِ وَالسُّنَه ـ ر.ک:نهج البلاغه، خطبه ش 138  تجمع إلیه أموال الدّنیا من بطن الارض و ظهرها فیقول للنّاس تعالوا….. تمام اموال دنیا از درون زمین و پشت زمین به سوی او جمع می شوند؛ پس به مردم می گوید: بیایید!…… (الغیبة نعمانی:ص 237)

خفض له کل مرتفع منها حتی یکون الدنیا عنده بمنزله راحته فایکم لو کانت فی راحته شعره لم یبصره :هم? بلندی ها برای او پست می شود؛ تا جایی که تمام دنیا در نزد او مثل کف دست خواهد شد. کدام یک از شماست که اگر در کف دستش مویی بروید نبیند؟! (کمال الدین ج 2: 392) / هوالذی یطوی له الارض و یذل له کل صعب (منتخب الاثر ؛ج 3 :176)            

 *متعاقب رخدادهای یادشده، سلط? واقعی وحکیمانه ی انسان برطبقات وابعاد مختلف کیهان، به رهبری خلیفة الله اعظم، آغاز می گردد:

ضمن توجه به آیه کریمه: «لاتنفذون الابسلطان»، و روایات ذیل آن(ن گ: تفاسیر البرهان وصافی و..)، که همه بر نفوذ انسان عصر ظهور، دراقطار آسمان ها وزمین صراحت دارد؛ و در مقاله ی تمدن برین پیرامون آن سخن خواهیم گفت. همچنین به این روایات نیزتوجه کنیم:  یرقی فی الاسباب، اسباب السموات السبع و الارضین السبع خمس عوامر و اثنتان خرابتان: در اسباب، اسباب آسمان های هفتگانه وزمین های هفتگانه بالا خواهد رفت. پنج طبقه آباد است ودو طبقه ویران. (الاختصاص: ص 169 ـ الزام الناصب: ص 139ـ بصائر الدرجات؛ صفار قمی: ص 408 ـ بحارالانوار، ج 12: ص 183، وج52:ص 321.  اثبات الهداة، ج 7:ص 83 ـ یوم الخلاص:ص 298)

همچنین در حدیث شب معراج آمده است:  لأُسخّرن له الریاح و لأُذلّلن له الرقاب الصعاب و لأُرقّینه فی الاسباب و لأَنصرنه بجُندی و لأَمدّنه بملائکتی حتی یعلن دعوتی: حتما(انواع)بادها را مسخر او می سازم؛ وحتما تمام گردنه های سخت را برای او هموار می کنم؛ و حتما او را در تمام اسباب، بالا خواهم برد؛ وحتما اورا به وسیله ی لشگریان خودم یاری کرده وحتما به وسیل? ملائک? خودم اورا یاری می رسانم تا دعوتم را آشکار سازد. (کمال الدین و تمام النعمه، ج1: 254، باب 23، ح 4)

 افزون بر آن همه، در تفسیر69 زمر«واشرقت الارض بنورربها» نیزروایاتی می فرمایند: ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها و استغنی العباد عن ضوء الشمس و ذهبت الظلمه و یعمر الرجل فی ملکه …و تظهرالارض کنوزها حتی تراها الناس علی وجهها : همان هرگاه قائم ما به پا خیزد، زمین به نور پروردگارش روشنگری خواهد کرد، و دیگر بندگان از درخشش خورشید بی نیاز خواهند شد؛ و تاریکی می رود؛ و انسان عمر بسیارطولانی می کند…. وزمین گنج هایش را آشکار می سازد، به گونه ای که مردم آن گنج ها را بر وجه زمین خواهند دید (بحارالانوار، ج 52: ص 337)

این آیه ی کریمه نیز چنانکه گفته شد؛ به عصرظهور تاویل شده اند:  «وله اسلم من فی السموات والارض طوعا وکرها والیه یرجعون» ـ آل عمران .48 : النجم الثاقب ج1 :ص60ـ بحارالانوار ، ج 52 ، : ص217  ـ  ارشاد مفید :ص 4 – 343 

*ضمن نفوذ و تسلط کامل انسان بر ابعاد واقطار مختلف عالم ، زیست و زیستگاه زمینی ما نیزدرفرایند توسعه وتعالی، و تطوّر وتبدّل قرارگرفته، ودر واقع، قوانین بنیادین زمین وآسمان ها، به اذن الهی، مسخّرآدمیان خواهدشد:

 «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ جَمیعاً مِنْه» : قرآن کریم به صراحت تمام، از «تسخیر هرآنچه در زمین وآسمان هاست» سخن می گوید. اکنون درخصوص این آیه کریمه، دقت بفرمایید که: خداوند متعال، اولا می فرماید جمیع آنچه درآسمان ها وزمین است، همه را مسخر[یا قابل تسخیر]شما ساختیم؛ وسپس درآیه بعدی نیز بلافاصله سخن از “ایام الله”به میان  می آورد: «قل للذین امنوا یغفرا للذین لایرجون ایام الله»،چنانکه (درپاورقی4) گفته شد:

مقصود از ایام الله، منحصر درسه یوم :ظهور ورجعت وقیامت است. بنابراین، معلوم می شود، که این وعده ی بزرگ تسخیر آسمان ها وزمین، مربوط به ایام الله خواهد بود؛ و نخستین مرحله از ایام الله هم “یوم الظهور” است.

همچنین روایات دیگری، جزآنچه گفته شد وجود دارد، که تصریح بر فتح آسمان ها، یا تسخیر آسمانها وکرات وقوانین حاکم برآن ها دارد؛ ازجمله حدیثی که درخصوص تسخیر قوانین حاکم برمنظومه ی شمسی  ازامام باقر علیه السلام،نقل شده است؛ وسخن از “کند کردن گردش زمین وخورشید، وطولانی شدن روزها وسال ها” دارد: ارشاد، شیخ مفید، ج 2، ص 38

اما این قسمت سخن که: پس از تسلط انسان برآسمان ها، فرایند تبدل زمین وآسمان نیز آغاز می شود؛ توضیح این مطلب را با  این آیه ی کریمه آغاز می کنیم؛ و این سخن نیازمند دقت بیشتری خواهد بود:

«یوم تبدل الارض غیرالارض والسموات مطویات بیمینه». یعنی: روزی فرا می رسد که این زمین موجود، به زمینی دیگر متبدل می شود و همچنین آسمان ها که پیچیده در یمین(دست راست) اوست… واقعا این کدام روز عظیمی ست که تمام کائنات کاملا دیگرگونه خواهند شد؟ معمولا مفسران رسمی، این آیه را به روز قیامت تفسیر کرده اند؛ اما شما عنایت کنید که: درآیه ی  قبلی همین آیه، می فرماید:«فلاتحسبن الله مخلف وعده رسله»، یعنی : گمان مبر که خداوند در مورد وعده ی یاری رسولان، خلف وعده می کند! (بلکه این وعده ی بزرگ، در همان روزی که آسمان وزمین متبدل می شوند محقق خواهد شد) آری  در این آیات،  سخن از وعده ی خاص الهی به رسولان و مومنان مطرح است ؛  یعنی خداوند به همه ی رسولان ومومنان وعده فرموده است که بالاخره زمان نصرت نهایی آنان فرا خواهد رسید! و اکنون دقت کنید که مقصود از این روز موعود، همان ایام الله ظهور و رجعت خواهد بود، نه روز قیامت ودر بهشت اخروی!(چنانکه مفسران اهلسنت می پندارند) چنانکه درآیه  ی دیگری نیز می فرماید : «انا لننصر رسلنا و الذین آمنوا فی الحیوة الدنیا و یوم یقوم الاشهاد». !!

علی بن ابراهیم و سعد بن عبدالله روایت کرده اند که حضرت جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «یاری دنیا در رجعت است مگر نمی دانی که بسیاری از پیغمبران یاری نشدند تا در دنیا کشته شدند؟(پس مقصود ازین نصرت دنیوی) نصرت در رجعت است».. نتیجه آنکه: خداوند متعال در این دو آیه وعد داده است: ما رسولان خود را در روزی که زمین وآسمان متبدل می شوند یاری خواهیم کرد؛ واکنون با توجه به آنچه گفته شد، فرایند تبدل آسمان ها وزمین نیز از عصر ظهور، ونهایتا از دوران رجعت آغاز خواهد شد؛ چراکه در آیه ی دیگر(انا للنصررسلنا..) وعده داده شده است که رسولان در همین دنیا نیز نصرت شوند؛ یا نصرت آنان از همین عصر ظهور، آغاز شده، وتا قیامت ادامه یابد.  از جمله تفاسیری که این آیه(انا للنصررسلنا) را دال بر رجعت، یامربوط به آن دانسته اند عبارتند از: تفسیر جامع سید ابراهیم بروجردی، تفسیر شریف لاهیجی، تفسیر قمی، تفسیر البرهان مرحوم بحرانی، تفسیر نور الثقلین و.. . بنابراین طبق آیه ی اول، زمین وآسمان، از عصر ظهوربه بعد، یا به طور مسلم در عصررجعت، به زمین وآسمانی دیگرگونه تبدیل می شوند.                                                                                                                                  

 اما این مدعا که: “تمام قوانین بنیادین زمین وآسمان نیز مسخر انسان می شوند”: این خود نتیجه ای مفروع برهمان واقعیت پیشین است؛ لیکن قطع از نظر آنچه گفته شد؛ چه دلیلی برامکان تسخیرقوانین جهان  بهتر از همان آیه 13 سوره ی جاثیه(وسخرلکم ما فی السماوات والارض جمیعا منه) خواهد بود؟ خصوصا که خداوند متعال تاکید می فرماید:”جمیعا منه!” و گذشته از آنکه به نص قرآن کریم، اصلا تمام خلقت، برای انسان ایجاد شده است: «هوالذی خلق لکم مافی السموات والاض»؛ والبته خلقت انسان نیز برای بندگی وخلافت حضرت حق جل وعلاست؛ وراستی که هیچ موجودی لیاقت کامل بندگی خداوند را جز همان خلیفه ی حقیقی او وپیروان واقعی اش نخواهد داشت.                                                                                      

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                                                                                                                                       

 پاورقی ها

1. تالیفات مستقلی ازبرخی علمای اسلام وجود دارد که صرفا به آیات تفسیر شده توسط معصومین علیهم السلام در مورد امام مهدی علیه السلام وعصرظهور پرداخته اند؛ و چنانکه گفته شد، بسیاری ازآن آیات نیز دلالت تمام بر ابعاد فراناسوتی مزبور دارند. به عنوان نمونه می توان ازین کتاب ها نام برد: (بحارالانوار؛ ج65؛ علامه مجلسی: بیش از100 آیه)

ـ المحجة فیما نزل فی القائم الحجة علیه السلام؛ سیدهاشم بحرانی: شامل 120 آیه . این کتاب،با عنوان سیمای حضرت مهدی در قرآن،  توسط حائری قزوینی ترجمه شده است.
ـ المهدی فی القرآن؛ نگاشته ی سید صادق حسینی شیرازی؛ ترجمه شده به نام: سیمای امام زمان علیه السلام در آینه ی قرآن؛ علی اکبر مهدی پور: شامل بیش از 140 آیه از آیات قرآن کریم که در روایات فریقین  به ظهور  امام مهدی علیه السلام تفسیر شده است. 

 ـ معجم احادیث الامام المهدی (آیات مفسره)؛ که زیر نظر شیخ علی کورانی 260 آیه را جمع آوری کرده است.       

 ـ موعود قرآن؛ علیرضا رجالی تهرانی….  همچنین کتاب های بسیار دیگری که دراین زمینه نگاشته شده است؛ مثل :قاطع البیان؛ فضل الله عابدی خراسانی/المهدی الموعود فی القرآن الکریم؛ محمد حسین رضوی/القرآن یتحدث عن الامام المهدی علیه السلام؛ مهدی حسن علاء الدین/الایات الباهرة  و…ضمنا بسیاری از علمای اهل سنت نیز در زمینه ی اثبات مهدویت از طریق قرآن واحادیث نبوی، تالیفات ارزشمندی را برجای گذاشته اند؛ که دراین میان تنها به کتاب معروف “عقدالدرر” اشـــــاره می کنیم؛ گفتنی ست که همه ی احادیث این کتاب، مستند به صحاح ومسانید وتفاسیر مهم اهل سنت می باشد.(عقد الدرر فی اخبار المنتظر (عج)؛ یوسف بن یحیی بن علی بن عبدالعزیز المقدسی الشافعی السلمی؛ قرن 7.قمری؛ تحقیق عبدالفتاح محمد حلو؛ تعلیق علی نظری منفرد؛ نشر قم؛ مسجد مقدس جمکران).                         

2. تفسیر عیاشی؛ ج1؛ ص384/نورالثقلین؛ ج1؛ ص780؛ ح354

صدوق؛ کمال الدین و تمام النعمة 358؛ ح9؛ و ص336؛ ح54.

 طبری؛ محمد بن جریر؛ جامع البیان؛ ج8؛ ص127؛ ح 11055. همچنین احادیث 1075، 1076، 1078 و 1079

 صحیح بخاری؛ ج8؛ ص101؛ کتاب الفتن؛ باب ذکر دجال؛ بیروت؛ دارالفکر؛ 1404 ق/ نووی: صحیح مسلم بشرح النووی؛ ج18؛ ص 78ـ58؛ کتاب الفتن و اشراط الساعة؛ بیروت؛ دارالکتب العربی؛ الطبعة الثانیة؛ 1407ق.

 نووی؛ ج18؛ ص58. همان.

ابن حجر عسقلانی؛ تهذیب التهذیب؛ ج6؛ ص359؛ بیروت؛ دارالفکر؛ الطبعة الثانیة.

3.این دوحدیث شریف نیز، هم در این باب، و هم درباب تمدن شناسی موعود، ارزش فوق العاده ای دارند؛ ودراینجا صرفا به متن آن بسنده می کنیم:

اول: انّ اللَّه عزّ و جلّ خلق ملکه على مثال ملکوته، و اسّس ملکوته على مثال جبروته لیستدلّ بملکه على ملکوته و بملکوته على جبروته : همانا خداوند عزّ وجلّ عالم مُلک ( طبیعت)خویش را براساس الگوی ملکوتش خلق کرد؛ و ملکوتش را براساس الگوی جبروتش تأسیس فرمود؛  تا با ملکش به ملکوتش دلالت شود، و با ملکوتش بر جبروتش .

دوم: فِی الْعَرْشِ تِمْثَالُ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنَ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ قَالَ وَ هَذَا تَأْوِیلُ قَوْلِهِ: «وَ إِنْ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِلَّا عِنْدَنا خَزائِنُه‏  وماننزّله الّابقَدرمعلوم»: در عرش، نمون? هر آنچه که  خداوند در خشکى و دریا آفریده است، موجود است؛ و اینست تاویل قول خداوند متعال که فرمود:هیچ چیزى نیست مگر آنکه خزائن آن نزد ماست؛ و ما آن را تنزیل نمی کنیم مگر به انداز? معلوم ـ بحار الأنوار؛ ج‏55:ص34

4.براساس روایات عترت علیهم السلام، مقصود از “ایام الله”، منطبق بر سه عصر: ظهور، رجعت، و قیامت است. (الخصال، ج‌1، ص‌108). بنابراین، می توان گفت: تاریخ عصرپیشاظهور، اساسا درقلمرو ایام الله نبوده، وتمام تاریخ قبل از ظهور، در حکم “شب تاریخ” می باشد! حال، مختصات یوم الله ظهور را به طور اجمال، درادامه ی همین مبحث، یادآور می شویم؛ و تفصیل بیشتر آن را ـ چنانکه گفتیم ـ به مقاله ی تمدن برین وا می نهیم.


..:: برای مشاهده ی این مطلب در وبلاگ آقای مشکات اینجا(+) کلیک کنین ::..

دیدگاه‌تان را بنویسید:

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.