دلم برای تو امشب بهانه می گیرد ( غزل )

دلم برای تو امشب بهانه می گیرد ( غزل )

غزل: دلم برای تو امشب برای تو امشب بهانه می‌گیرد

دلم برای تو امشب بهانه می‌گیرد

همیشه سینه ی عاشق شبانه می گیرد

از آنچه در دل من محرمانه می سوزد

اگر که سنگ بفهمد زبانه می گیرد

زمان برای جدایی زمینه می سازد

دلم ز دست زمین و زمانه می گیرد

منی که سخت ترین مرد این تَنستانم

بدون تو، نفسم کودکانه می گیرد

نه آفتاب، نه آبی، نه دانه ای- ای خاک!

امید در دل من کی جوانه می گیرد؟

صدای خِش خِش این نامه های پاییزی

از آشیانه ی هجران نشانه می گیرد…

بیا که هر چه غزلهای تازه می خوانم

شب است و باز دل من بهانه می گیرد

1375

یکی ازپاییزهای دلتنگی برای دلبرور دوست دیرینه ام: استاد احمدعزیزی

دیدگاه‌تان را بنویسید:

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.