هله! جام جهان دارم

هله! جام جهان دارم

نه دل در خاک می ­پیچم نه پر در آسمان دارم

خدا را با که گویم من: نه این دارم نه آن دارم

 

نه ساقی می ­برد هوشم نه مطرب می­ زند جوشم

نه رویی در گریبان و نه در گلشن فغان دارم

 

برو ای ساروان کآخر در این صحرای بی­ آخر

منِ وحشی سرِ اُلفت نه با چابک رُوان دارم

 

گهی کوشم گهی جوشم گهی محراب خاموشم

چسان اما نهان دارم که من آتشفشان دارم

 

من و این پیکر خاکی من و این روح افلاکی

نه این را خاک می­گیرد نه آن را در عنان دارم

 

در این دریای بی ساحل من و این بارِ بی حاصل

الهی دلبری کو تا زمام دل بر آن دارم

 

زمان خونین دلم خواهد زمین ز آب و گِلم کاهد…

گله بگذار و خونخواهی، هله! جام جهان دارم

 

1378

دیدگاه‌تان را بنویسید:

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.