یک نفر منتظر ماست

یک نفر منتظر ماست

یک نفر منتظر ماست

این طنینِ سخن کیست که برجا مانده
لرزه بر پیکره ء مردمِ دنیا مانده

از صدای سخن عشق همین معلوم است
که “خودعشق” دراین معرکه برجا مانده

دختری پرده نشین صیحه به صحرا زدو گفت:
آی مردم پدر ماست که تنها مانده

من نفهمیدم ازین همهمه چیزی …شاید
یک وجب فاصله تا محشر کبرا مانده !

این معمای غریبی ست ولی مشهور است:
ساقیِ تشنه لبی بر لب دریا مانده !

تاابد علقمه از کارلبش مبهوت است
دهن مَشک هنوز از ادبش وامانده

غرق خون بود ولی پلک نمی زد عباس
گوییا منتظر حضرت زهرا مانده

بخدا سینه زنان ” وای حسینا” ی شما
وایه هایی ست که بر سینه ء سقا مانده

آسمان بار امانت به زمین داد ولی
پاره پاره بدنش تشنه به صحرا مانده

آه ،از مردم کوفی که زیادند امروز
قرن ها حجت حق یکه وتنها مانده !..

یک نفر منتظر ماست ـ ببین می فهمی:
این طنین سخن کیست که برجا مانده ؟!

مهدی مشکات/1393

دیدگاه‌تان را بنویسید:

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.