اما درخت … ( شعری درمورد صبر )

یک عده را به حسرت یک لقمه نان اسیر/یک عده را شکم به شکم سیر می­دهد..
با این همه، اگر که صبوری کنیم ما/روزی جواب این همه تأخیر می­دهد
بعضی علف شدند و به روزی رسیده­ اند/اما درخت، بارِ خودش دیر می­دهد

در پرده نهان تا کی ؟ ( شعری درباره امام زمان )

هر دیده که دیدم من، حیران تو بود آری/وقت است که مردم را باز آیی و نازاری
هر جا که سفر کردم، بر کعبه نظر کردم/دیدم همه سرگردان، بی هیچ میانْ داری

ای دل مجنون

در مأذنه ی شهر، امید قبسی نیست/گر هست برای منِ سرگشته بسی نیست
بیهوده در آفاق مگرد ای دل مجنون/جز داغ دل از محمل لیلی قبسی نیست
زنگوله ی ناقوس مجنبان که در این شهر/هرسینه صلیب است و مسیحا نفسی نیست

یا فاطمة الزهرا

یا فاطمة الزهرا: دانی زمین به داغ دلت چون گریسته؟/مثل غروب جمعه زمان خون گریسته
درراستای سروِ شکنجیده قامتت/چندین هزار لاله ی واژون گریسته
دریا به ابر گفت:چرا گریه میکنی؟/گفتا :برآنچه دیده ی گردون گریسته

دلم برای تو امشب بهانه می گیرد ( غزل )

غزل: دلم برای تو امشب برای تو امشب بهانه می‌گیرد دلم برای تو امشب بهانه می‌گیرد همیشه سینه ی عاشق شبانه می گیرد از آنچه در دل من محرمانه می سوزد اگر که سنگ بفهمد زبانه می گیرد زمان برای جدایی زمینه می سازد دلم ز دست زمین و زمانه می گیرد منی که سخت … بیشتر بخوانیددلم برای تو امشب بهانه می گیرد ( غزل )

روزگار غریب

خبرازبال وپرندارم من/مرغ عشقم که سرندارم من
حال دوران زمن چه می پرسی؟/شب وروزوسحرندارم من
داغ دل تازه می کنم هرروز/خبری داغ تر ندارم من

دلم گرفته ازین … ( غزل عاشقانه )

دلم گرفته از این روزگار…می فهمی؟/ازین زمانه ی بی اعتبار…می فهمی؟
چقدر کهنه شد این فصل های بی معنی/ببین تو چیزی ازین نوبهار می فهمی؟
خدا به داد دل ماغریبه ها برسد/تو هم که مثل خودم زارزار می فهمی!