شعر ببینمت …

شنیده ­ام که زدیدار ما حذر داری

ببینم­ت!… نکند با کسی نظر داری؟

 

خبرنداری از افتادگان گیسویت

ولی ببین چه سخن­ها که پشت سرداری!

 

هزار کاسه به ناز تو خونجگر شده­ اند

چه دست و پنجه ء گرمی تو در هنر داری

 

اگر هزار چو من در خَم تو مجنون ­اند

هزار فتنه ء لیلی تو سر به سر داری

 

منم که در به دری می­ کشم به کوچه ء تو

تویی که بر سر هر کو، دری دگر داری

 

زبس فراغ نداری زدل شکستن مردم

همیشه در دل بشکستگان مَقر داری*

 

چولاله خونجگریم از سیاهکاریِ تو

خدای را که از ین شیوه چشم برداری

 

علاج این دل سرگشته چیست ای ساقی؟

تویی که از لب دلدار ما خبرداری

 

روایت از لب سرخش نوشته بر ساغر:

شفای دل طلب از من، اگر جگر داری

 

بگیر باده و گر پاسبان بگوید چیست

بگو که خون دل مردمی به بر داری!

 

1378 (نیازمند ویرایش است)


*انا عندمنکسرة قلوبهم: من درنزد شکسته دلانم

درباره‌ی مهدی مشکات بیاتی

مهدی مشکات بیاتی یکی از پژوهشگران فعال در زمینه ی مهدویت و آخرالزمان می باشد. عمده ی تلاش های علمی او پیرامون موضوع تمدن مهدوی یا تمدن اسلامی صورت گرفته است. ایشان علاوه بر فعالیت های پژوهشی دارای طبع شعر نیز هستند. اشعار ایشان موضوعات مختلفی از قبیل مهدویت و سبک زندگی را دربر می گیرد. (کلیه مطالب این سایت توسط مدیر بارگذاری می شود.)

همچنین ببینید

چگونه می توان امام زمان علیه السلام را یاری کرد ؟

ماجرای جان کندن شیرین و بدون تلخی به علت صلوات زیاد

دربیابانی تنها بودم. ناگهان تخت روانی را دیدم که با رشته های طلا بافته شده بود و چهل نفر مرد آن را حمل می‌کردند. در همین حال کسی به شانه ام زد وگفت: این موکبی ست که می‌خواهند امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه) را با آن بیاورند، اما برای (ایجاد شرایط) ظهور ایشان، نیاز به صلوات‌های فراوان است!! پرسیدم: چقدر دیگر نیاز است؟ گفت: ۱۲۴ میلیون صلوات!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *