شعری در وصف غروب جمعه

شعری در وصف غروب جمعه

َپریشانم مکن زین بیشتر،من هم دلی دارم

اگرچیزی نمی گویم یقینآً مشکلی دارم

 

چه فرقی می کند پاییز باشد یا بهار  آخر

من این کنج قفس تنها وبی کس منزلی دارم

 

شماوجنگل ودریا وباران هایتان…باشد

من اینجا خود پریشان موی وچشم ساحلی دارم

 

غروب جمعه خون ریزست وخونم درنمی آید

رگم را کاش می جستی ببینی مشکلی دارم؟

 

چه دنیای بدی،سردی،سیاهی،سوگواری ـ آه

نمی دانم چرا اینقدر مرگ تنبــــــلی دارم

 

نگو داری شکایت می کنی ازمن ـ خداوندا

شبی ـدر خلوتی ـ گاه ـ ای دل ای دل ای دلی دارم

 

دل ای دل ،ای دل ای دل، خسته ات کردم حلالم کن

که از سنگین دلان ـ هردم به دوش ات محملی دارم….

 

«پریشان کن سر زلف سیاهت » من هنوز آخر

برای عشق ورزی دست های قابلی دارم

 

حالا

درباره‌ی مهدی مشکات بیاتی

مهدی مشکات بیاتی یکی از پژوهشگران فعال در زمینه ی مهدویت و آخرالزمان می باشد. عمده ی تلاش های علمی او پیرامون موضوع تمدن مهدوی یا تمدن اسلامی صورت گرفته است. ایشان علاوه بر فعالیت های پژوهشی دارای طبع شعر نیز هستند. اشعار ایشان موضوعات مختلفی از قبیل مهدویت و سبک زندگی را دربر می گیرد. (کلیه مطالب این سایت توسط مدیر بارگذاری می شود.)

همچنین ببینید

چگونه می توان امام زمان علیه السلام را یاری کرد ؟

ماجرای جان کندن شیرین و بدون تلخی به علت صلوات زیاد

دربیابانی تنها بودم. ناگهان تخت روانی را دیدم که با رشته های طلا بافته شده بود و چهل نفر مرد آن را حمل می‌کردند. در همین حال کسی به شانه ام زد وگفت: این موکبی ست که می‌خواهند امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه) را با آن بیاورند، اما برای (ایجاد شرایط) ظهور ایشان، نیاز به صلوات‌های فراوان است!! پرسیدم: چقدر دیگر نیاز است؟ گفت: ۱۲۴ میلیون صلوات!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *