نشان عشق ازین صحرا مجویید

پریشانیِ زلفت جلوه­ گر شد

دلم آشفته بود آشفته­ تر شد

ببین، باد صبا هم آمد از راه!

مگر از حال و فالم با خبر شد؟

دل دیوانه ی ما هر کجا رفت

رفیقی آمد و اسباب شر شد

من آن باد سحرگاهم که تا شب

تمام دخل من خرج سفر شد

مرا امروز و فردایی دگر نیست

تو خالی بستی و پیمانه سر شد

فری! بر حلقه ی فرهنگ امروز

که هر کاکل زری مرد هنر شد

گناه از چشم مستوران مست است

اگر خفاش هم صاحب نظر شد

نشان عشق از این صحرا مجویید

که مجنون رفت و مفقودالاثر شد

نظربازان عالم پاک رفتند

کنونا موسم نقد و نظر شد

بسا شیر نری دیدم در این دشت

که پیش چشم آهو، کُرّه … شد

ایا در خون عاشق دست برده!

مگر دیگر حنایت بی­ اثر شد؟

گمان کردی من از تو بوسه خواهم؟

چرا رنگ عقیقت مثل زر شد؟

امان از طبع شوخ و چشم سرکش

که هر چه سرکشیدی شوخ­ تر شد

1378

درباره‌ی مهدی مشکات بیاتی

مهدی مشکات بیاتی یکی از پژوهشگران فعال در زمینه ی مهدویت و آخرالزمان می باشد. عمده ی تلاش های علمی او پیرامون موضوع تمدن مهدوی یا تمدن اسلامی صورت گرفته است. ایشان علاوه بر فعالیت های پژوهشی دارای طبع شعر نیز هستند. اشعار ایشان موضوعات مختلفی از قبیل مهدویت و سبک زندگی را دربر می گیرد. (کلیه مطالب این سایت توسط مدیر بارگذاری می شود.)

همچنین ببینید

چگونه می توان امام زمان علیه السلام را یاری کرد ؟

ماجرای جان کندن شیرین و بدون تلخی به علت صلوات زیاد

دربیابانی تنها بودم. ناگهان تخت روانی را دیدم که با رشته های طلا بافته شده بود و چهل نفر مرد آن را حمل می‌کردند. در همین حال کسی به شانه ام زد وگفت: این موکبی ست که می‌خواهند امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه) را با آن بیاورند، اما برای (ایجاد شرایط) ظهور ایشان، نیاز به صلوات‌های فراوان است!! پرسیدم: چقدر دیگر نیاز است؟ گفت: ۱۲۴ میلیون صلوات!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *