اشعار

19/09/1395

ای دل مجنون

در مأذنه ی شهر، امید قبسی نیست/گر هست برای منِ سرگشته بسی نیست بیهوده در آفاق مگرد ای دل مجنون/جز داغ دل از محمل لیلی قبسی نیست زنگوله ی ناقوس مجنبان که در این شهر/هرسینه صلیب است و مسیحا نفسی نیست
10/02/1394

طوفان لاهوت ( شعر درباره حضرت علی ع )

هر که در هر کار و در هر کیشی است/حلقه ی ما حلقه ی درویشی است ما همه درویشْ‌کیشان توییم/شیعه ی زلف پریشان توییم رفته‌ایم این در به آن در، کوچ‌کوچ/جمله نقل هیچ بود و نردِ پوچ
20/01/1394

برای آشتی

نمی خواهم دلم ازسنگ باشد اگرچه مثل غنچه تنگ باشد اگر دلها اسیر عشق بودند چرا باید همیشه جنگ باشد بمیرم من برای غربت دل که […]