این سایه ها که تکیه به دیوار می کنند خورشید را برای چه انکار می کنند؟ اصرار می کنند که “جز قصه نیست این!” پس قصه چیست کاین همه اصرار می کنند؟! این کید سامری ست، تعجب نمی کنم تهمت اگر به غیبت آن یار می کنند …
بیشتر بخوانید »پیشگویی جاماسب حکیم ( درباره ظهور )
پسرکم! عقل های شما کوچک تر از آن است که مهدی را درک کند. (امام جعفر صادق علیه السلام) * جاماسب حکیم [1]، که داماد جناب زردشت، و وصی او شمرده می شود؛ یکی از پیامبران و پیشگویان بزرگ تاریخ باستان است که در کتاب معروف خود، یعنی جاماسبنامه (:یکی …
بیشتر بخوانید »مثنوی مهدوی – درد دلی با حوزویان غافل
بسم الله الرحمن الرحیم «قسمتی از مثنوی مهدوی» یادآوری 1. انشاالله اهل ادب و انتظار، از این مثنوی ـ که به سبک مثنوی معنوی نیز سروده شده است ـ لذت خواهند برد . ضمنا لبه ی نقد این قسمت، بیشتر به سوی برخی حوزویان غافل از مولاست. 2. قسمتی دیگر …
بیشتر بخوانید »فرهنگ عطش ( یک مثنوی زیبا درباره کربلا )
گفته شده است کربلا در لغت آسوریان” کارب ایل” بوده؛ یعنی” باغچه ی خدا! . درهرحال، کربلا محل تجلی تمام اسماء وصفات خداوند متعال است؛ و گویی مزرعه ای ست که بذر تمام صفات واسمای مقدس الهی، در آن پاشیده شده است. بنابراین جفاست که ما این مرتبه ی جمع …
بیشتر بخوانید »ما را ببخشید ای شهیدان خدایی
ما عشق را، ما عشق را باور نکردیم ما را صدا کردند و ما باور نکردیم فریادها گل کرد و ما خاموشْ سنگان پژواک ها را پس چرا باور نکردیم؟ خون می چکید از نافة پاک غزالان آلاله ها گفتند و ما باور نکردیم گفتند و گفتند …
بیشتر بخوانید »اما درخت … ( شعری درمورد صبر )
یک عده را به حسرت یک لقمه نان اسیر/یک عده را شکم به شکم سیر میدهد.. با این همه، اگر که صبوری کنیم ما/روزی جواب این همه تأخیر میدهد بعضی علف شدند و به روزی رسیده اند/اما درخت، بارِ خودش دیر میدهد
بیشتر بخوانید »رای من ( شعری درباره انتخابات )
من غــــلام همه ی ســـــــاداتم / رأی من: رأی رئیس الســـــــــــــادات
بیشتر بخوانید »در پرده نهان تا کی ؟ ( شعری درباره امام زمان )
هر دیده که دیدم من، حیران تو بود آری/وقت است که مردم را باز آیی و نازاری هر جا که سفر کردم، بر کعبه نظر کردم/دیدم همه سرگردان، بی هیچ میانْ داری
بیشتر بخوانید »شعری برای میلاد حضرت علی اکبر علیه اسلام
میلاد مولانا علی بن الحسین علیهما السلام مبارک این جـــــــــــلوه ی لااله الاالله است آیینه ی دلگشــــــــای آل الله است درخِلقت وخُلق ومنطق شیرین اش والله محمـــــــــــدٌ رسول الله است
بیشتر بخوانید »امید فردای حسین – شعری درباره حضرت عباس
عباس که خیمه زد به صحرای حسین/سر می نهد آن جا که بوَد پای حسین یک روز پس از حســـــــین آمد، یعنی:/عباس بوَد امید فردای حســــــــــین
بیشتر بخوانید »یوسف ایران زمین – شعری درباره رهبر
نشان از آفتاب، این ماه دارد/ولایت از ولیُّ الله دارد دلش کانون هر درد است این مرد/بقربانش شوم، «مَرد» است این مرد
بیشتر بخوانید »بهار تمدن ( مطلب و شعری درباره نوروز )
نوروز، نماد انتظار ایرانیان باستان برای دمیدن بهار موعود آخرالزمان است. چنانکه امام صادق علیه السلام هم ایرانیان را به دلیل زنده نگه داشتن همین نماد مقدس، می ستاید.
بیشتر بخوانید »شعر ای دل مجنون
در مأذنه ی شهر، امید قبسی نیست/گر هست برای منِ سرگشته بسی نیست بیهوده در آفاق مگرد ای دل مجنون/جز داغ دل از محمل لیلی قبسی نیست زنگوله ی ناقوس مجنبان که در این شهر/هرسینه صلیب است و مسیحا نفسی نیست
بیشتر بخوانید »مرثیتی برای امام مظلوم حضرت مجتبی علیه السلام
«اشدُّ من القتل» اگر فتنه است/حسن، فتنه را کشت و از قتل، رست فرو داشت جمع بداندیش را/نکو داشت اَلباقیِ کیش را گذشت از سر شام، آن مهرْذات/که «انّ الحسَن یُدرءُ السّیئات»
بیشتر بخوانید »گریه کن گریه کن ای آدمِ گندم چیده
گریه کن بر لب ساقی که لبی تر ننمود/چشم من! گوش تو این قصه مگر نشنیده؟ نکند گریه فراموشِ دلِ ما بشود/چشمه ی فیض الهی نشود خشکیده! نکند باز از این «روضه» هبوطی بکنیم/گریه کن، گریه کن ای آدمِ گندم چیده!
بیشتر بخوانید »فرهنگ بهار – یک شعر برای نوروز
سبزه بر کوزه ی آبت عشق است/حافظا ! باده ی نابت عشق است سکه و سرکه و سنجد داری/«عشق من با توچه سنجد...» آری! آفرین بر تو و استحسانت/سبزه ات، آینه ات، قرآ نت
بیشتر بخوانید »یا فاطمة الزهرا ( شعری درباره حضرت فاطمه )
یا فاطمة الزهرا: دانی زمین به داغ دلت چون گریسته؟/مثل غروب جمعه زمان خون گریسته درراستای سروِ شکنجیده قامتت/چندین هزار لاله ی واژون گریسته دریا به ابر گفت:چرا گریه میکنی؟/گفتا :برآنچه دیده ی گردون گریسته
بیشتر بخوانید »گمشده اول (اسوه موعود)-شعری به مناسبت فاطمیه
لاله ء داغ دل من، فاطمه/چشم و چراغ دل من فاطمه خانه ء امید دل بی کسی/کی تو به داد دل من میرسی؟ حضرت زهرا! همه ء عشق من/ای همه ء زمزمة عشق من
بیشتر بخوانید »شعر روزگاری غریب در راه است
چون نفَس آمدم که برگردم/کارازین بیشتر ندارم من روزگاری غریب در راه است/جزدعا بال وپر ندارم من برسر کارعشق می مانم/دست وپای سفرندارم من
بیشتر بخوانید »شعر مثل مست
چشم ما چون به جهان خوشبین شد/هرچه آمد سرِمان شیرین شد بازشد چشم جهانم ـ به به/"به جهان خرّم ازآنم " به به "عاشقم برهمه عالم" نم نم/چقدَر خوب شد امشب حالم
بیشتر بخوانید »