بی تو با دنیای تنهایی خوشم/با امید اینکه می آیی خوشم ای شهید فجر، ای پیک حضور/باز خواهی گشت در عصر ظهور در زمان رجعت آیینه ها/یادمان کن، ای سفیر سینه ها
بیشتر بخوانید »شعر بت سنگی
ها !ها! بُتِ سنگی ،بتِ آیینه ندیده!/هی!هی!چه خبر داری ازین داغ کشیده؟ عمری جگرم سوخت به دادم نرسیدی/حالا به کجا ی جگرت داغ رسیده؟
بیشتر بخوانید »شعر چه کنم فرق می کند !
من ساده ام، کمی سخنم فرق می کند/اهل صـــــــداقتم، وطنم فرق می کند قصد جسارتی به قبای شما نبود/شرمنده ام که پیرهنم فرق می کند من خم شدم که عرض ارادت کنم ولی/فرهنگ چشم ها - چه کنم- فرق می کند!
بیشتر بخوانید »قصیدهی عیّوق ( مناجات با امام زمان )
اهل غزل به بلبل وگل خو گرفته اند/من لاله زارِ دشتِ به خون گشته خوگرم چون لاله عیش من همه نذر شهادت است/کز آب، خون بسازم و بر تَرک سر برم هردم عقیق عهد تو را بوسه می زنم/جامی دگر نمی طلبد طبع کوثرم
بیشتر بخوانید »نامه ای به دوستان امام مهدی
دوستان عزیز! بدانید که امت امام مهدی ازآسمان نمی آیند! دولت ومجلس نمی توانند کاری کنند! حضرات عرفا هم کاری برای مانمی کنند! امام مال مردم است وجز شما مردم ...
بیشتر بخوانید »صبح انسان ( اشعاری به مناسبت نیمه شعبان )
عصربد گرچه بَتَر خواهد شد/این سیه نامه، سحر خواهد شد گرچه بد گفته و بد می بینم/من به پایان بشر خوش بینم هرشبی صبح امیدی دارد/"عصربد" نیز نویدی دارد
بیشتر بخوانید »اگر که صبوری کنیم … ( شعری در مورد صبر )
گاهی جواب بنده ی خود دیر میدهد/بخت جوان به غوزِ کج پیر میدهد گاهی بدون هیچ دلیل مشخصی/دایم به بندگان خودش گیر میدهد یک عده را به حسرت یک لقمه نان اسیر/یک عده را شکم به شکم سیر میدهد
بیشتر بخوانید »شعر ببار دختر دریا
چرا بسان رسولان خسته میمانی؟/و سوره ای که برای زمان نمی خوانی! زمین تشنة صحرا تو را صدا زده است/بیا به گوش زمستان بگو که بارانی شب و سکوت کویر و طنین خواهش باد/ببار دختر دریا، که روح طوفانی
بیشتر بخوانید »دریاییِ تک سوار ( شعری در مدح حضرت عباس )
ای سید تاجــــدار، عباس/سرسلسله ی بهار،عباس آیینه ی"عرشُــهُ علیَ الماء":/دریاییِ تک سوار(!)، عباس ابروی تو بهترین قـــراءت/ازمکتب ذوالفقـــار، عباس
بیشتر بخوانید »بررسی جایگاه یمن در روایات و شایعات
چنانکه ملاحظه میکنیم اگرجه سه پیشگویی اول به درستی محقق شده اند اما هنوز اصل مطلب که ویژگی چهارم است حاصل نشده وبنابراین ماهنوز نمی توانیم به قاطعیت درمورد زمان طهورسخن بگوییم ...
بیشتر بخوانید »اصفهان به! ( شعری در وصف اصفهان )
کنار زنده رود از هر کران به/هم از دریاچه ی مازندران به اگر چه اصفهان نصف جهان است/ولیکن از جهانی اصفهان به همه نقش جهان زیباست اما/زِ هر نقش جهان «نقش جهان» به
بیشتر بخوانید »دلم برای تو امشب بهانه می گیرد ( غزل )
دلم برای تو امشب بهانه میگیرد همیشه سینه ی عاشق شبانه می گیرد از آنچه در دل من محرمانه می سوزد اگر که سنگ بفهمد زبانه می گیرد زمان برای جدایی زمینه می سازد دلم ز دست زمین و زمانه می گیرد منی که سخت ترین مرد این تَنستانم بدون …
بیشتر بخوانید »جان جهان ( شعری درباره حضرت محمد ص )
ای مدنی خاتم و مکّی نگین/حلقهنشین تو زمان و زمین شاهد افلاک! سلامٌ علیک/سید لولاک! سلامٌ علیک ای پسر تاجوَر «بیت ایل»/ای زده رفرف به پر جبرئیل
بیشتر بخوانید »شعر ترکش آرش ( غزل عاشقانه )
پیر شد زاده ی لیلا و جوان است هنوز/عشقِ بی پیرِ دل من که همان است هنوز چشمه ی اشک،بخشکید ونمی دانم چیست/آنچه در چشم دل از دیده روان است هنوز شبنمِ سرنگران جام شهادت نوشید/لاله ی داغ دلم در ضربان است هنوز
بیشتر بخوانید »شعر بازی چرخ
پرسیدم از مَجاز،حقیقت چه رنگی است؟/گفتا : بهارِ باده نه جای درنگی است! در جام سبز،باده ی سرخی بیاورید/حالا که این زمانه زمان دورنگی است دست از هنر بشوی و ز حکمت کناره جوی/گر آبروی می طلبی در زرنگی است
بیشتر بخوانید »شعر روزگار غریب
خبرازبال وپرندارم من/مرغ عشقم که سرندارم من حال دوران زمن چه می پرسی؟/شب وروزوسحرندارم من داغ دل تازه می کنم هرروز/خبری داغ تر ندارم من
بیشتر بخوانید »صدای پای صلیب ( شعری قبل از یازده سپتامبر )
(این غزل یک هفته پیش تراز واقعه ی یازده سپتامبر ـ بی خبرازهمه جا ـ سروده شد) شب است و ناله ی ناقوس مرگ می آید و سایه ای که به پابوس مرگ می آید کسی به جنگ صلیبای فتنه آمده است؟ اذان ماتم و ناقوس مرگ می آید! «دل …
بیشتر بخوانید »این داغ ها … ( غزلی در ارتباط با امام زمان عج )
ای غایب از نظر که تورا واگذاشتند/مانند جدتان تک وتنها گذاشتند یک جرعه معرفت به مقام امامِ خویش/آن ها نداشتند وَ این ها گذاشتند بیش از هزارسال چگونه« امام» را/در این بلای غیبت کبرا گذاشتند!؟
بیشتر بخوانید »کاسه ی ربنا … ( شعری درباره مناجات با خدا )
درد دل ما دوا ندارد/تقدیر خدا «چرا» ندارد ماییم و دلی که میشناسی/درویش که ادعا ندارد فال دل و طالع جبین ام/بختیست که پادشا ندارد:
بیشتر بخوانید »دل نستوه – یازینب ( شعری درباره حضرت زینب س )
ای شب طوفانی اندوه من/تو چه کردی با دل نستوه من؟ چشمهای سرکشت لبریز شرم/از کجا می آیی ای شبدیز گرم؟ یالهای آتشینت سوخته/اختر بخت مرا افروخته
بیشتر بخوانید »