شعر چرا چقدر …

من شاعر زمانه ي بي همزباني ام

بيهوده هي به کام غزل مي کشاني ام

اينجا کسي به زمزم من لب نمي زند

تاکي در اين سراب عطش مي دواني ام

بس کن چقدر زخمه براين ساز مي زني

داري نمک به زخم جگر مي فشاني ام

پاييز ،فصل خاطره هاي نگفتني ست

خِش خِش نکن که سوي جنون مي کشاني ام

عمرم اگر دراز نباشد عجيب نيست

من حامل پيام بهار جواني ام

مهلت نداشتم بنويسم کتاب عشق

گفتم به شمع،راز دلِ بي اماني ام

سوزاندم اين غنيمت ناچيز وقت را

اما بهانه ي غزل جاوداني ام…

اين حرف ها براي کسي نان نمي شود

دلسير ازين زمانه ي «يک لقمه ناني» ام

بگذار تابه خواب زمستان فرو روم

خشکم دگر..چرا،چقدَر مي تکاني ام؟

(1385)

درباره‌ی مهدی مشکات بیاتی

مهدی مشکات بیاتی یکی از پژوهشگران فعال در زمینه ی مهدویت و آخرالزمان می باشد. عمده ی تلاش های علمی او پیرامون موضوع تمدن مهدوی یا تمدن اسلامی صورت گرفته است. ایشان علاوه بر فعالیت های پژوهشی دارای طبع شعر نیز هستند. اشعار ایشان موضوعات مختلفی از قبیل مهدویت و سبک زندگی را دربر می گیرد. (کلیه مطالب این سایت توسط مدیر بارگذاری می شود.)

همچنین ببینید

چگونه می توان امام زمان علیه السلام را یاری کرد ؟

ماجرای جان کندن شیرین و بدون تلخی به علت صلوات زیاد

دربیابانی تنها بودم. ناگهان تخت روانی را دیدم که با رشته های طلا بافته شده بود و چهل نفر مرد آن را حمل می‌کردند. در همین حال کسی به شانه ام زد وگفت: این موکبی ست که می‌خواهند امام زمان ( عجل الله تعالی فرجه) را با آن بیاورند، اما برای (ایجاد شرایط) ظهور ایشان، نیاز به صلوات‌های فراوان است!! پرسیدم: چقدر دیگر نیاز است؟ گفت: ۱۲۴ میلیون صلوات!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *